
چشم هایم را که می گشایم دنیایی تار می بینم. دنیا چقدر کوچک است و من چه بزرگ! زمان که می گذرد بالهایم آماده پرواز می شوند و در پرواز، هر چه اوج می گیرم خود را کوچکتر می یابم…

چشم هایم را که می گشایم دنیایی تار می بینم. دنیا چقدر کوچک است و من چه بزرگ! زمان که می گذرد بالهایم آماده پرواز می شوند و در پرواز، هر چه اوج می گیرم خود را کوچکتر می یابم…
عطاملك جويني كه يكي از وزيران دربار هلاكو ميباشد و كتاب تاريخ جهانگشاي او معروفاست به خواجه نصيرالدين توسي گفت اکنون که ايران در زير يوغ اجنبي است و هيچ جاي نفس کشيدن نيست بهترين جاي دنيا براي اقامت گزيدن کجاست ؟ تا از براي رشد و حفظ جان به آنجا در آييم؟
خواجه خنده ايي کرد و گفت بهترين جا ايران است و از براي شخص خود من زادگاهم توس ، شما را ديگر نمي دانم مختاريد انتخاب کنيد و عزم سفر نماييد.
عطاملک پاسخ داد براي دانشمنداني نظير ما بستر آرامش دروازه هاي باشکوهتري به روي آيندگان خواهد گشود و خواجه به طعنه گفت البته اگر آينده اي باشد ! چرا که فرار اهل خرد ، نفع شخصي عايدشان مي کند و در اين حال ديار مادري همچنان خواهد سوخت امروز مهمترين وظيفه ما ايستادن و خرد را به کار بردن براي رفع ايستيلاي اجنبي است و اگر اين کار نتوانيم ديگر فايده ايي براي زنده بودن نمي بينم .
ارد بزرگ انديشمند و متفکر برجسته کشورمان مي گويد : آنکه به سرنوشت ميهن و مردم سرزمين خويش بي انگيزه است ارزش ياد کردن ندارد .
عطاملک جويني در حالي که به زمين مي نگريست به خواجه نصير الدين توسي گفت براي من بزرگترين نعمت همين است که در کنار آزاده مردي همچون شما هستم .
منبع: FunPatogh.com

حدود یک هفته ای هست که کوچ کردم به ویندوز Seven 64 Bit. اکثر برنامه ها به خوبی اجرا میشن و مشکل خیلی حادی وجود نداره، اما اگر شما هم ویندوز Seven (خصوصاً 64 بیت) دارید و برای استفاده Local Server از نرم افزار EasyPHP استفاده می کنید، یقیناً به مشکل بر می خورید و با خطا مواجه میشید.
Apache:
در هنگام اجرای Apache احتمالا خطایی به شکل زیر مشاهده می کنید:
Apache cannot be runned: another Web server use the Web port
or port is blocked by firewall.
راه حل مشکل:
1- داخل نرم افزار، آیکون EasyPHP کنار دکمه Apache، را کلیک کنید.
2- از منوی Configure گزینه EasyPHP را بزنید.
3- چک مارک گزینه Check server’s TCP port before starting را بردارید و دکمه تایید را بزنید.
4- روی دکمه Apache کلیک کنید، اجرا خواهد شد!.
MySQL:
برای اجرای MySQL خطایی مانند خطای زیر خواهید دید:
Unexpected end of MySql… See log file?
این خطا، مربوط به سطح دسترسی فایل ها میشه و به راحتی قابل حله!.
راه حل مشکل:
1- به پوشه ویندوز و محل نصب نرم افزار برید. C:\Program Files (x64)
2- روی پوشه EasyPHPxxx راست کلیک و Properties رو بزنید. (xxx به جای نسخه نرم افزار است!)
3- به سربرگ Security رفته و دکمه Edit را بزنید.
4- اسم کاربری که با آن به ویندوز وارد شده اید را انتخاب کنید.
5- در بخش Permissions for Users چک مارک Allow را برای Full Control انتخاب و تمام پنجره ها را تایید کنید.
امیدوارم مشکل شما حل شده باشه. اگر باز هم مشکلی داشتید همین جا بگید…
منبع: RawSwift.com
(با تلخیص!
)
اين پست مخصوص وردپرسي هاي عزيز و گله! البته شرمنده روي گل وردپرس دات كامي ها! (فقط براي وردپرس روي دامنه و هاست شخصي) و واسه اونايي كه به سايت خودشون خيلي اهميت مي دن… (اگه نمي دين همين الان محل حادثه رو ترك كنيد!)
شايد خيلي از شما تا حالا دنبال امكانات و ويژگي هاي خاصي براي وردپرس بوديد كه بتونيد سايتتون رو بهتر كنيد. تا حالا مقاله هاي زيادي هم بايد ديده باشيد كه در وبلاگستان فارسي منتشر شده و اكثرا به اسم خودشون مطالب رو درج مي كنند!.
از امروز كه خواستيد چيز هاي جديد از وردپرس ياد بگيريد به جاي بالا و پايين كردن مطالب بلاگ هاي مترجم!، آدرس wprecipes.com رو در مرورگر عزيز خود وارد كنيد و كلي مطالب آموزشي (Hack, Trick و…) راجع به وردپرس مطالعه بفرماييد. آخر سر هم اگر توانش رو داشتيد، دعايي بكنيد براي نويسندگان اين سايت كه به رايگان مطالب رو در اختيار من و شما قرار مي دهند.
پانوشت اول: مرجع و منبع براي آموزش هاي وردپرس زياده ولي اين سايت (Wp Recipes) يكي از بهترين ها در اين زمينه ست. البته از كدكس هاي خود وردپرس هم نبايد غافل باشيد!. (WordPress Codex)
پانوشت دوم: آدم حتما بايد بعضي چيز ها رو اينطوري در قالب يك پست بگه كه بقيه متوجه بشوند مطالب رو از جاي ديگه كپي مي زنيد بدون درج نام منبع؟!
پانوشت سوم: اين پست صرفاً براي معرفي يك سرويس مفيد بود. بعضي از بلاگر هاي عزيز لطفا به دل نگيريد و منظورم فقط با بعضي ها بود كه منبع درج نمي كنند!
…میگويد : در روز دوم (حضرت علی علیه السّلام)رسما در مسجد بالای منبر رفت و به آنچه روز گذشته با اشاره گفته بود تصريح كرد و فرمود : خداوند خودش می داند كه من علاقهای به امر خلافت از آن جهت كه رياستی و قدرتی است ، ندارم . از پيغمبر اكرم شنيدم كه فرمود : هر كس بعد از من زمام امور امت را به دست بگيرد ، روز قيامت او را بر صراط نگه خواهند داشت و ملائكه الهی نامه عمل او را باز میكنند ، اگر به عدالت رفتار كرده باشد خداوند او را به موجب همان عدالت نجات خواهد داد ، و گرنه صراط تكانی میخورد و او را به قعر جهنم میاندازد .
بعد به طرف راست و چپ نگاهی كرد و اشخاصی را كه در گوشه و كنار بودند از زير نظر گذراند و آنگاه فرمود : آن عدهای كه دنيا آنها را در خود غرق كرده و املاك و نهرها و اسبان عالی و كنيزكان نازك اندام برای خود تهيه كردهاند ، فردا كه همه اينها را از آنها میگيرم و به بيت المال بر میگردانم و به آنها همان قدر خواهم داد كه حق دارند ، نيايند و نگويند كه علی ما را اغفال كرد ، اول چيزی میگفت و حالا طور ديگری عمل میكند ، علی آمد و ما را از آنچه داشتيم محروم كرد . من از همين الان برنامه روشن خود را اعلام میكنم .
بعد شرحی صحبت كرد و چون عدهای كه برای خود امتياز قائل بودند و مورد اتهام بودند ، دليلشان اين بود كه ما حق صحبت و مصاحبت پيغمبر را داريم و در راه اسلام چنين و چنان زحمت كشيدهايم ، به آنها فرمود : من منكر فضيلت صحبت و سابقه خدمت افراد نيستم ، اما اينها چيزهايی است كه خداوند خود اجر و پاداش آنها را خواهد داد . اينها مجوز نمیشود كه امروز ما ميان آنها و ديگران فرق بگذاريم . اين امور ملاك تبعيض واقع نمیشود.
روز ديگر آنها كه ميدانستند مشمول حكم علی خواهند شد آمدند و به كناری نشستند و مدتی باهم مشورت كردند ، نمايندهای از طرف خود فرستادند . آن نماينده وليد بن عقبة بن ابی معيط بود . آمد و اظهار داشت : يا اباالحسن ! اولا خودت میدانی كه همه ما كه اينجا نشستهايم به واسطه سوابقی كه با تو در جنگهای اسلام داريم دل خوشی از تو نداريم و غالبا هر كدام از ما يك نفر داريم كه در آن وقتها به دست تو كشته شده ، ولی ما از اين جهت صرف نظر میكنيم و با دو شرط حاضريم با تو بيعت كنيم : يكی اينكه عطف به ما سبق نكنی و به گذشته هر چه شده كاری نداشته باشی ، بعد از اين هر طور میخواهی عمل كن ، دوم آنكه قاتلان عثمان را كه الان آزاد هستند به ما تسليم كن كه قصاص كنيم ، و اگر هيچ كدام را قبول نمیكنی ما ناچاريم برويم به شام و به معاويه ملحق شويم . فرمود : اما موضوع خونهايی كه در سابق ريخته شده خونی نبوده كه به واسطه كينه شخصی ريخته شده باشد ، اختلاف عقيده و مسلك بود ، ما برای حق میجنگيديم و شما برای باطل ، حق بر باطل پيروز شد ، شما اگر اعتراض داريد ، خونبهايی میخواهيد ، برويد از حق بگيريد كه چرا باطل را در هم شكست و نابود ساخت . اما موضوع اينكه من به گذشته كاری نداشته باشم و عطف به ما سبق نكنم ، در اختيار من نيست ، وظيفهای است كه خدا به عهده من گذاشته و اما موضوع قاتلين عثمان، اگر من وظيفه خود میدانستم كهآنها را قصاص كنم خودم همان ديروز قصاص میكردم .
وليد بعد از شنيدن اين بيانات صريح و قاطع بازگشت و به ميان هم مسلكانش رفت و سخنان امام را به آنها گفت . آنها هم حركت كردند و رفتند و تصميم خود را بر مخالفت و دشمنی ، يكطرفی و علنی كردند.
بعد مینويسد : عدهای از اصحاب علی ( ع ) همينكه از جريانها واقف و مطلع شدند كه گروهی تشكيل شده و عليه زعامت علی تخريب و تحريك میكنند، آمدند خدمت علی ( ع ) و عرض كردند عامل عمدهای كه سبب شده اينها ناراضی بشوند و گروهی تشكيل بدهند مسأله اصرار تو است بر عدل و مساوات ، حتی قضيه تسليم قاتلين عثمان هم بهانه و سرپوشی است روی اين تقاضا ، میخواهند مردم عوام را به اين وسيله تحريك كنند . بعضی گفتهاند مالك اشتر يكی از اين پيشنهاد كنندگان بود و يا اصلا پيشنهاد كننده او بود . به هر حال ، مقصود از اين پيشنهاد اين بود كه اگر میتوانی در اين تصميم خود تجديد نظر كن . علی ( ع ) دانست كه اين فكر شايد در دماغ عامه مردم پيدا شود كه حالا اين قدر اصرار به اين مطلب لزومی ندارد . حركت كرد و رفت به مسجد و برای يك خطابه عمومی آماده شد . در حالی كه فقط يك پارچه روی شانه انداخته ، يك پارچه ديگر مانند لنگی به كمر بسته و شمشيری نيز حمايل كرده بود ، ايستاد بالای منبر و به كمانش تكيه زد . شروع به صحبت كرد و فرمود : خداوند را كه پروردگار ما و معبود ماست شكر میكنيم . نعمت عيان و نهادن او شامل حال ما است . تمام نعمتهای او منت است كه بر ما گذاشته است بدون اينكه ما از خود استقلالی داشته باشيم .
آنگاه فرمود : افضل مردم در نزد خدا آن كس است كه بهتر او را اطاعت كند ، سنت پيغمبرش را بهتر و بيشتر پيروی كند ، كتاب خدا يعنی قرآن را بهتر احياء كند . ما برای احدی نسبت به احدی فضلی قائل نيستيم مگر به ميزان طاعت و تقوی . اين قرآن است كه جلوی ما حاضر است و اين سيره پيغمبر است كه همه میدانيم بر مبنای عدالت و مساوات برقرار بود، بر احدی مخفی نيست مگر آنكه كسی بخواهد غرض ورزی كند و معاندت بورزد كه آن مطلب ديگری است . آنگاه اين آيه قرآن را تلاوت كرد :
« يا أيها الناسإنا خلقناكم من ذكر و أنثی و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقيكم ( 1 ) .
اين آيه را به اين منظور خواند كه بفهماند من به حكم اين آيه امتيازات شما را لغو میكنم .
پی نوشت: متن فوق گزیده ای ست از کتاب بیست گفتار از شهید آیت الله مطهری.
پی نوشت 2: منظور در متن لحاظ شده و با کمی تامل کاملا ً روشن خواهد بود. پس در مورد عقیده و هدف من از ارسال این پست نپرسید. تشکر : )
آشوبم. آشوب آشوب. یه اتفاقاتی درونم داره رخ میده.
فقط خدا می دونه؛ ته تهش یا مرگه یا تکامل!.
بسم ا…
ته دنیاست اینجا باورم کن
ته خستگی و دردا، همه اینجاست باورم کن
پشت میله های پنجره باز
نگاهم پایین و، دلم شکسته، باورم کن
تو جوونی، دیگه پیر و خسته
یکی انگاری، که بال هامو بسته
من اینجام، تنها…
بغز، راه گلمو بسته
اینجا حتی لاله هم سوخته
یکی، عشق رو به دیگری فروخته
من اینجام بیا ببین، باورم کن
چشای منتظرو ببین
دلگیر دلگیرم، باورم کن
تو که نیستی، نفس سرد سرده
ثانیه های بی امون، منو دیوونه کرده
برای لحظه دیدار، بی قراری می کنم
قفس رو می شکنم، دوباره پیدات می کنم
سخن دوستان