اسیرم کن تا به رهایی رسم

15 10 2008

خدایا! اینجا دگر کجاست؟ اینجا چرا همه دو رنگ هستند؟ چرا دل پریشان است؟ چرا آرزو محال، عشق حرام، دلتنگی فراوان است؟ چرا؟ خداوندا! واقعا طلب زیباییت حرام است؟! در کدام کتاب آسمانی این چنین است که مردمان اهل کتابت این چنین می گویند؟
چه دنیای اسف باری… در پی زیبایی باید جست، باید از کسی جست که معنای آن را هم نمی داند؟ از کسی که داشتنش را حرام می داند. ننگ بر این مردمان که عاشق نیستند، ننگ…

خدای من! مرا از این دیار غربت رها کن، در شهر عاشقان اسیرم کن. آنجا که عشق با تو آغاز می شود و واژه عین، شین، قاف معنای ناب زندگی می دهد نه چیز دیگر… آری، همانجا، همانجا، همانجا اسیرم کن…

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: