اخطار مهم!

9 08 2009

different

اخطار مهم

…می‏گويد : در روز دوم (حضرت علی علیه السّلام)رسما در مسجد بالای منبر رفت و به آنچه روز گذشته‏ با اشاره گفته بود تصريح كرد و فرمود : خداوند خودش می داند كه من علاقه‏ای به امر خلافت از آن جهت كه رياستی و قدرتی‏ است ، ندارم . از پيغمبر اكرم شنيدم كه فرمود : هر كس بعد از من زمام‏ امور امت را به دست بگيرد ، روز قيامت او را بر صراط نگه خواهند داشت‏ و ملائكه الهی نامه عمل او را باز می‏كنند ، اگر به عدالت رفتار كرده باشد خداوند او را به موجب همان عدالت نجات خواهد داد ، و گرنه صراط تكانی‏ می‏خورد و او را به قعر جهنم می‏اندازد .
بعد به طرف راست و چپ نگاهی كرد و اشخاصی را كه در گوشه و كنار بودند از زير نظر گذراند و آنگاه فرمود : آن عده‏ای كه دنيا آنها را در خود غرق كرده و املاك و نهرها و اسبان عالی و كنيزكان نازك اندام برای‏ خود تهيه كرده‏اند ، فردا كه همه اينها را از آنها می‏گيرم و به بيت المال‏ بر می‏گردانم و به آنها همان قدر خواهم داد كه حق دارند ، نيايند و نگويند كه علی ما را اغفال كرد ، اول چيزی می‏گفت و حالا طور ديگری عمل می‏كند ، علی آمد و ما را از آنچه داشتيم محروم كرد . من از همين الان برنامه روشن‏ خود را اعلام می‏كنم .
بعد شرحی صحبت كرد و چون عده‏ای كه برای خود امتياز قائل بودند و مورد اتهام بودند ، دليلشان اين بود كه ما حق صحبت و مصاحبت پيغمبر را داريم‏ و در راه اسلام چنين و چنان زحمت كشيده‏ايم ، به آنها فرمود : من منكر فضيلت صحبت و سابقه خدمت افراد نيستم ، اما اينها چيزهايی است كه‏ خداوند خود اجر و پاداش آنها را خواهد داد . اينها مجوز نمی‏شود كه امروز ما ميان آنها و ديگران فرق بگذاريم . اين امور ملاك تبعيض واقع نمی‏شود.

آغاز كناره گيريها و بهانه گيريها

روز ديگر آنها كه ميدانستند مشمول حكم علی خواهند شد آمدند و به كناری‏ نشستند و مدتی باهم مشورت كردند ، نماينده‏ای از طرف خود فرستادند . آن‏ نماينده وليد بن عقبة بن ابی معيط بود . آمد و اظهار داشت : يا اباالحسن‏ ! اولا خودت می‏دانی كه همه ما كه اينجا نشسته‏ايم به واسطه سوابقی كه با تو در جنگهای اسلام داريم دل خوشی از تو نداريم و غالبا هر كدام از ما يك‏ نفر داريم كه در آن وقتها به دست تو كشته شده ، ولی ما از اين جهت صرف‏ نظر می‏كنيم و با دو شرط حاضريم با تو بيعت كنيم : يكی اينكه عطف به ما سبق نكنی و به گذشته هر چه شده كاری نداشته باشی ، بعد از اين هر طور می‏خواهی عمل كن ، دوم آنكه قاتلان عثمان را كه الان آزاد هستند به ما تسليم‏ كن كه قصاص كنيم ، و اگر هيچ كدام را قبول نمی‏كنی ما ناچاريم برويم به‏ شام و به معاويه ملحق شويم . فرمود : اما موضوع خونهايی كه در سابق ريخته شده خونی نبوده كه به‏ واسطه كينه شخصی ريخته شده باشد ، اختلاف عقيده و مسلك بود ، ما برای حق‏ می‏جنگيديم و شما برای باطل ، حق بر باطل پيروز شد ، شما اگر اعتراض‏ داريد ، خونبهايی می‏خواهيد ، برويد از حق بگيريد كه چرا باطل را در هم‏ شكست و نابود ساخت . اما موضوع اينكه من به گذشته كاری نداشته باشم و عطف به ما سبق نكنم ، در اختيار من نيست ، وظيفه‏ای است كه خدا به عهده‏ من گذاشته و اما موضوع قاتلين عثمان، اگر من وظيفه خود می‏دانستم كه‏آنها را قصاص كنم خودم همان ديروز قصاص می‏كردم .
وليد بعد از شنيدن اين بيانات صريح و قاطع بازگشت و به ميان هم‏ مسلكانش رفت و سخنان امام را به آنها گفت . آنها هم حركت كردند و رفتند و تصميم خود را بر مخالفت و دشمنی ، يكطرفی و علنی كردند.

تقاضای دوستان

بعد می‏نويسد : عده‏ای از اصحاب علی ( ع ) همينكه از جريانها واقف و مطلع شدند كه گروهی تشكيل شده و عليه زعامت علی تخريب و تحريك می‏كنند، آمدند خدمت علی ( ع ) و عرض كردند عامل عمده‏ای كه سبب شده اينها ناراضی بشوند و گروهی تشكيل بدهند مسأله اصرار تو است بر عدل و مساوات‏ ، حتی قضيه تسليم قاتلين عثمان هم بهانه و سرپوشی است روی اين تقاضا ، می‏خواهند مردم عوام را به اين وسيله تحريك كنند . بعضی گفته‏اند مالك اشتر يكی از اين پيشنهاد كنندگان بود و يا اصلا پيشنهاد كننده او بود . به هر حال ، مقصود از اين پيشنهاد اين بود كه اگر می‏توانی در اين تصميم خود تجديد نظر كن . علی ( ع ) دانست كه اين فكر شايد در دماغ عامه مردم پيدا شود كه حالا اين قدر اصرار به اين مطلب لزومی ندارد . حركت كرد و رفت به مسجد و برای يك خطابه عمومی آماده شد . در حالی كه فقط يك پارچه روی شانه‏ انداخته ، يك پارچه ديگر مانند لنگی به كمر بسته و شمشيری نيز حمايل‏ كرده بود ، ايستاد بالای منبر و به كمانش تكيه زد . شروع به صحبت كرد و فرمود : خداوند را كه پروردگار ما و معبود ماست شكر می‏كنيم . نعمت عيان و نهادن او شامل حال ما است . تمام‏ نعمتهای او منت است كه بر ما گذاشته است بدون اينكه ما از خود استقلالی داشته باشيم .
آنگاه فرمود : افضل مردم در نزد خدا آن كس است كه بهتر او را اطاعت‏ كند ، سنت پيغمبرش را بهتر و بيشتر پيروی كند ، كتاب خدا يعنی قرآن را بهتر احياء كند . ما برای احدی نسبت به احدی فضلی قائل نيستيم مگر به‏ ميزان طاعت و تقوی . اين قرآن است كه جلوی ما حاضر است و اين سيره‏ پيغمبر است كه همه می‏دانيم بر مبنای عدالت و مساوات برقرار بود، بر احدی مخفی نيست مگر آنكه كسی بخواهد غرض ورزی كند و معاندت بورزد كه آن مطلب ديگری است . آنگاه اين آيه قرآن را تلاوت كرد :

« يا أيها الناس‏إنا خلقناكم من‏ ذكر و أنثی و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقيكم‏ ( 1 ) .

اين آيه را به اين منظور خواند كه بفهماند من به حكم اين آيه امتيازات‏ شما را لغو می‏كنم .

پی نوشت: متن فوق گزیده ای ست از کتاب بیست گفتار از شهید آیت الله مطهری.

پی نوشت 2: منظور در متن لحاظ شده و با کمی تامل کاملا ً روشن خواهد بود. پس در مورد عقیده و هدف من از ارسال این پست نپرسید. تشکر  : )

Advertisements

کارها

Information

One response

23 09 2010
فروشگاه آنلاین

سلام خسته نباشيد
من از طرف سايت فروشگاهي
http://www.gostore.ir
با شما تماس مي گيرم.
ما مايليم با سايت شما تبادل لينک کنيم
به اين صورت که ما لينک شما را در لينک دوستان خودمان و شما لينک ما را در لينک دوستان خودتان قرار بدين اگر مايليد.
ما را در ليست دوستان خود قرار بدهيد
و بعد در بخش تماس با ماي سايتمان پيغام بگزاريد
تا ما هم همان روز شما را در لينک دوستانمان قرار بدهيم
ما را با نام » فروشگاه آنلاين» و به آدرسه
http://www.gostore.ir
ثبت کنيد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: