رنج بیهوده؛ رهی معیری

5 03 2011

گاهی اوقات برای توضیح شرایط کلام مستقیم اثری ندارد و کلام شعر و شاعری موثر تر است. این از آن اوقات است!

 

خائنین اهل وطن را مایه دردسرند

جمله همچون خارگل باشند و خار بسترند

گوش‌ها را در زمان حق شنیدن پنبه اند

چشم‌ها را در مقام راه دیدن نشترند

همچو رهزن، هر که را یابند دور از قافله

از تنش سر می‌بُرند، از کیسه‌اش زر می‌برند

بی‌جهت، بازیچه اغراض اینان گشته‌اند

ساده لوحانی که هم خوش‌بین و هم خوش‌باورند‌‌

تا که دفع شرشّان از بهر ما مشکل شود

دشمنان ما، عموماً دوست با یکدیگرند

تا که هی گردد، دل دزدان غارتگر قوی

این جماعت حامی هر دزد و هر غارتگرند

محو استقلال این کشور بود امری محال

دشمنان ما درین ره رنج بی‌خود می‌برند

 

 

کلام آخر:

اگر ز هر خس و خاری، فراکشی دامن / بهار عیش ترا، آفت خزان نرسد

شکوه گنبد نیلوفری، از آن سبب است / که دست خلق به دامان آسمان نرسد.

 

شعر از:  مرحوم «رهی معیری»

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: