عزم ملي فقط با يك كاميون !

26 01 2009
عزم ملي!

عزم ملي - سفر ملي!

درود بر بالا مردان! كه اون بالا نشستن و نمي ترسن كه يهو بي افتن!

از اين به بعد هر وقت خواستم سوار اتوبوس هاي درون شهري بشم، قبلش يه يادي از اين بنده خدا ها مي كنم.

باشد كه رستگار شوم ! 😀

Advertisements




بي باك من، كجا رفتي؟

5 09 2008

محمد بي باك؛ خواننده رپ، از 9 ماه پيش كه اقدام به دريافت مجوز از وزارت ارشاد كرد، مجبور به دادن تعهدي شد كه طي آن تا شش ماه نمي تواند هيچ كاري اجرا كند. در اين بين محمد تصميم ميگيرد كه با خواندن يك ترانه (تراك) به كل با دنياي رپ خداحافظي كند و براي ادامه تحصيلات خودش به خارج از كشور سفر نمايد….

—————-

الان كه دارم اين پست رو مي فرستم، بغض كاملا منو گرفته و چشام آماده ست براي يه گريه حسابي…

يك كلام مي تونم بگم محمد بي باك هم رفت؛ رفت اونور آب و با دنياي رپ براي هميشه خداحافظي كرد.

محمد بي باك؛ با آخرين تراكي كه اجرا كرد، نشان داد كه به معناي واقعي بي باك هست و مي ماند.

نمي دونم ديگه من به چه اميدي بايد از بي باك و شعر هاي ناب اون دفاع كنم؟ يادمه پيش هر كي بودم، برام فرقي نمي كرد كه طرفم آدم خوبيه يا آدم بديه، ريش داره يا نداره، فقط بهش مي گفتم آهنگ 300 و گوش كردي؟ آهنگ خدا نزديك است و گوش كردي؟ آهنگ من مجرم نيستم و چي؟ اونو گوش كردي؟….

آه… يه آه بلند و پر بغض براي يه بي باك ديگه كه به خاطر گوش هاي بسته و سنگين ما، حرفشو براي هميشه تموم كرد و گفت ديگه من نيستم…

بي باك رفتي؟ تمام؟ همه چي رو گذاشتي كنار؟ ديگه اون حرفاي قشنگ و نمي زني؟

ديگه نمي خواي بگي: به ايران اعتقاد دارم من به قدر قرآن؟

ديگه نمي خواي بگي: هر چیز و ندونم می دونم که خدا نزدیکه.

ديگه نمي خواي بگي: حرفم اینه مگه می شه که ما از خدا دور شویم؛ چه خدای کعبه، چه مصر ،چه اورشلیم؟

ادامهٔ مطلب »